همسو کردن /hæm.suː kær.dæn/ VerbEnglishalignفارسیهمسو کردنExampleمطمئن شوید که تاقچه با لبهی بالایی کابینت **همسو شده باشد**.Make sure the shelf is aligned with the top of the cupboard.استفاده از ساختار مجهول برای تأکید بر نتیجهی نهایی.