مصادف بودن /mo.sɒː.fæ.be.buː.dæn/ Verb

English
coincide
فارسی
مصادف بودن

Example

  • منافع ما اغلب با همزمان شدن همراه است.
  • Our interests often coincide.
  • استفاده از «همراه بودن» لحنی گرم‌تر به تطابق می‌دهد.