حقیقت /hæɢiːɡæt/ Noun

English
truth
فارسی
حقیقت

Example

  • راستش را بخواهی، فکر می‌کنی او دارد **حقیقت** را می‌گوید؟
  • Do you think she's telling the truth?
  • استفاده از «راستش را بخواهی» لحن صمیمی‌تری ایجاد می‌کند.