هر وقت /hær væqt/ ConjunctionEnglishwheneverفارسیهر وقتExampleهر وقت که او را میبینم، لبخند بر لب دارد.Whenever I see her, she is smiling.استفاده از «میبینم» (حال ساده) برای بیان تکرار همیشگی رایج است.