عزیمت /æziːmæt/ Noun

English
departure
فارسی
عزیمت

Example

  • تأخیر در [حرکت] پرواز باعث شد همه کلافه شوند.
  • The flight's departure was delayed.
  • حرکت رایج‌ترین و خنثی‌ترین انتخاب است.