حفاظت /hefɒːˈzæt/ Noun
- English
- conservation
- فارسی
- حفاظت
Example
- این پارک به **حفاظت** پرندگان کمیاب اختصاص یافته است. (صيانة / نگهداری / پاسداری)
- The park is dedicated to the conservation of rare birds.
- «حفاظت» در اینجا بار معنایی رسمی و زیستمحیطی دارد.