نگه داشتن /negæh dɒːʃtæn/ Verb

English
retain
فارسی
نگه داشتن

Example

  • شرکت توانست بهترین کارمندانش را [حفظ کند]. (نگه داشتن / باقی نگه داشتن) — از دست ندادن کارکنان کلیدی.
  • The company managed to retain its best employees.
  • در محیط کار، «حفظ کردن» بار حرفه‌ای‌تری دارد.