حضانت /hezɒːnæt/ Noun

English
custody
فارسی
حضانت

Example

  • دادگاه سرپرستیِ کامل را به پدر واگذار کرد. (دادگاه [حضانتِ] کامل را به پدر واگذار کرد.)
  • The court awarded sole custody to the father.
  • حضانت بیشتر برای فرزندان به کار می‌رود.