درد /dærd/ Adjective

English
hurt
فارسی
درد

Example

  • هیچ‌کدام از مسافران به‌شدت آزار ندیدند.
  • None of the passengers were badly hurt.
  • در اینجا «آزار ندیدن» بار عاطفی کمتری دارد.