ایده‌آل /iːdeˈʔɑːl/ Adjective

English
ideal
فارسی
ایده‌آل

Example

  • این مکان، بهترین حالت ممکن برای دفتر جدید استارتاپ ماست. (مکانِ ایده‌آل / مکانِ نمونه)
  • This location is ideal for a new startup office.
  • استفاده از 'بهترین حالت ممکن' رایج‌تر از خود کلمه 'ایده‌آل' است.