امنیت /æmniːjæt/ Noun

English
safety
فارسی
امنیت

Example

  • کودکان با **ایمنیِ** کامل در پارک بازی می‌کردند. (آسودگی / امنیت / حفظ)
  • The children played in safety at the park.
  • استفاده از 'ایمنی' در اینجا حس فیزیکی و محیطی دارد.