سازمانی /sɒːzmɒːniː/ Adjective

English
institutional
فارسی
سازمانی

Example

  • دانشگاه با چالش‌های **نهادی** در زمینهٔ تأمین مالی روبه‌روست.
  • The university is facing institutional challenges regarding funding.
  • استفاده از نهادی برای اشاره به مشکلات ساختاری دانشگاه.