جناح /dʒænɒːh/ Noun

English
faction
فارسی
جناح

Example

  • جناح‌های رقیبِ درونِ دولت برای بودجه با هم ستیز می‌کنند.
  • Rival factions within the administration are fighting for the budget.
  • استفاده از 'درونِ' برای نشان دادن تعلق سازمانی.