جریمه /dʒæriːmɛ/ Noun

English
penalty
فارسی
جریمه

Example

  • شرکت بابت نشت داده‌ها، متحمل **جریمه** سنگینی شد.
  • The company faces a heavy penalty for the data breach.
  • در اینجا «متحمل شدن» بار معنایی سنگینی دارد.