جاسازی کردن /tæsbiːt kærdæn/ VerbEnglishembedفارسیجاسازی کردنExampleگلوله در دیوار **جاسازی شده بود**.The bullet was embedded in the wall.در اینجا، «نشستن» یا «جاسازی شدن» حس عمق و ماندگاری را میرساند.