مغناطیسی /mæʁnɒːtisiː/ Adjective

English
magnetic
فارسی
مغناطیسی

Example

  • ذرات ریز آهن خاصیتِ [مغناطیسی] داشتند.
  • The iron filings were magnetic.
  • در اینجا 'مغناطیسی' دقیق‌ترین واژه فنی است.