مشارکت / درگیر شدن /dær.ɡiːr/ Verb

English
engage
فارسی
مشارکت / درگیر شدن

Example

  • این فیلم بیننده را با داستانش [جذب کردن] و چشم را نیز درگیر می‌کند.
  • It is a movie that engages both the mind and the eye.
  • استفاده از «جذب کردن» برای تأکید بر کشش عاطفی و فکری.