کارکنان /kɒːrkɒnɒːn/ NounEnglishstaffفارسیکارکنانExampleکادرِ درمانی در طول بحران، بیوقفه زحمت کشیدند.The medical staff worked tirelessly during the crisis.استفاده از 'کادر' بسیار رایج و کمی رسمیتر از 'کارکنان' است.