سطحی /sæth.jiː/ Adjective

English
shallow
فارسی
سطحی

Example

  • این ظرف برای سوپ، «نازک» (کم‌عمق) است.
  • The dish is too shallow for soup.
  • استفاده از نازک برای اشاره به عمق کم ظرف، رایج است.