کارآفرین /kɒːrɒːfærɪːn/ Noun

English
entrepreneur
فارسی
کارآفرین

Example

  • او یک کارآفرین خلاق است که پیوسته ایده‌های نوینی را در سر می‌پروراند.
  • A creative entrepreneur, he was continually dreaming up new projects.
  • استفاده از «پروراندن ایده» بسیار طبیعی‌تر از «ساختن ایده» است.