کاربردی / کار راهانداز /kɒːɾbɔɾdiː/ Adjective
- English
- handy
- فارسی
- کاربردی / کار راهانداز
Example
- یک ابزار کوچکِ **کاربردی** برای تعمیر وسایل الکترونیکی.
- A handy little tool for fixing electronics.
- در اینجا 'کاربردی' حس ابزار کوچک و مفید را میرساند.