کارمند /kɒːɾmænd/ NounEnglishemployeeفارسیکارمندExampleشرکت ما بیش از پانصد کارمند دارد. (کارمند / کارمند / کارمند) — از: شرکت ما بیش از پانصد کارمند دارد.The firm has over 500 employees.«کارمند» رایجترین و خنثیترین واژه است.