کسب‌وکار /kæsboˈkɒːɾ/ Noun

English
business
فارسی
کسب‌وکار

Example

  • خوشحال شدم که با شما معامله کردیم.
  • It's been a pleasure to do business with you.
  • در فارسی، «معامله کردن» صمیمی‌تر از «تجارت کردن» است.