خلاص شدن /xæˈlɒːs ʃoˈdæn/ Verb

English
rid
فارسی
خلاص شدن

Example

  • بالاخره از لپ‌تاپ قدیمی‌ام [خلاص شدم] (رهایی یافتن / دور کردن / پاک کردن) — و این یک پیروزی کوچک بود.
  • I finally got rid of my old laptop.
  • استفاده از «خلاص شدن از» رایج‌ترین و طبیعی‌ترین حالت است.