کج /kædʒ/ Adjective

English
bent
فارسی
کج

Example

  • سیم به شکل دایره‌ای [خمیده] شد. — از: The wire was bent into a circle.
  • The wire was bent into a circle.
  • در اینجا 'خمیده' حالت نهایی سیم را توصیف می‌کند.