خطی /kʰættiː/ Adjective

English
linear
فارسی
خطی

Example

  • طراحی، خطوطِ **مستقیم** و تمیزی دارد.
  • The design features clean, linear patterns.
  • استفاده از مستقیم به جای خطی در طراحی رایج‌تر است.