خوش‌شانس /xoʃ.ʃɒːns/ Adjective

English
lucky
فارسی
خوش‌شانس

Example

  • او می‌داند که پس از تصادف زنده ماندن، چقدر [خوش‌شانس] است.
  • He knows he is lucky to be alive after the accident.
  • تأکید بر نجات یافتن از خطر.