شکیل /ʃækiːl/ Adjective

English
elegant
فارسی
شکیل

Example

  • او با آن پیراهن ساده‌ی مشکی، بسیار خوش‌ساخت به نظر می‌رسید. (خوش‌ساخت / شیک‌پوش / متین)
  • She looked elegant in her simple black gown.
  • در اینجا، تمرکز بر سادگی همراه با کمال است.