خروج /xoˈruːdʒ/ Verb

English
exit
فارسی
خروج

Example

  • گلوله از شانه‌اش **خارج شد** — (بیرون رفتن / ترک کردن / رها کردن) — از شانه‌اش گذشت.
  • The bullet exited through his shoulder.
  • استفاده از «خارج شدن» برای حرکت فیزیکی سریع.