کلیه /kolje/ Noun

English
kidney
فارسی
کلیه

Example

  • بیمار از عفونتِ دردناکِ **کلیه‌اش** رنج می‌بُرد.
  • She suffered from a painful kidney infection.
  • استفاده از ضمیر ملکی 'ـَش' برای صمیمیت بیشتر در گفتار روزمره.