کنشگر /koneʃɡær/ Noun

English
activist
فارسی
کنشگر

Example

  • او یک کنشگر برجستهٔ حقوق بشر است. (او یک [کنشگر] حقوق بشر است.)
  • She is a prominent human rights activist.
  • استفاده از «کنشگر» مدرن و دقیق است.