کوتاه‌مدت /kuːtɒːhe-moddæt/ Adjective

English
short-term
فارسی
کوتاه‌مدت

Example

  • ما به یک وام **کوتاه‌مدت** برای پوشش هزینه‌ها نیاز داریم.
  • We need a short-term loan to cover expenses.
  • کوتاه‌مدت در اینجا به وام با سررسید نزدیک اشاره دارد.