سعی کردن /sæʔjiː kærˈdæn/ Verb

English
try
فارسی
سعی کردن

Example

  • نمی‌دانم می‌توانم بیایم یا نه، ولی **خواهم کوشید**.
  • I don't know if I can come, but I'll try.
  • استفاده از کوشیدن در آینده، لحنی جدی‌تر به تلاش می‌دهد.