دل به دریا زدن /del be dæryɒː zædæn/ Noun

English
venture
فارسی
دل به دریا زدن

Example

  • این **مغامره‌ی** تجاری زیان‌بار، هزاران دلار از او گرفت. (به‌جای: این اقدام پرریسک)
  • A disastrous business venture lost him thousands.
  • مغامره حس ماجراجویی و ریسک را بهتر منتقل می‌کند.