کوبیدن /kuːbiːdæn/ VerbEnglishslamفارسیکوبیدنExampleصدای در را که پشت سرش [کوبیدن محکم] شنیدم.I heard the door slam behind him.در اینجا، کوبیدن محکم حس بسته شدن ناگهانی را میرساند.