مجسمه /moˈdʒæs.mæ/ Noun

English
statue
فارسی
مجسمه

Example

  • پارک میزبان [مجسمهٔ] بنیان‌گذار از جنس برنز است.
  • The park features a bronze statue of the founder.
  • مجسمه رایج‌ترین و خنثی‌ترین واژه است.