مالیات /mɒːliˈjɒːt/ Noun

English
tax
فارسی
مالیات

Example

  • همۀ مردم باید مالیاتِ خود را به‌موقع بپردازند.
  • Everyone must pay their taxes on time.
  • پرداخت مالیات یک وظیفۀ شهروندی است.