ممنوع کردن /mæmˈnuːʔ kærˈdæn/ Noun

English
ban
فارسی
ممنوع کردن

Example

  • ممنوعیتِ استعمال دخانیات، کیفیت هوا را بهبود بخشیده است.
  • The smoking ban has improved air quality.
  • استعمال دخانیات یک اصطلاح رسمی‌تر برای سیگار کشیدن است.