مرتبط /mor.ta.bet/ Adjective

English
related
فارسی
مرتبط

Example

  • میزان پروتئینی که نیاز دارید مستقیماً با سبک زندگی‌تان **مربوط است**.
  • The amount of protein you need is directly related to your lifestyle.
  • استفاده از 'مستقیماً' برای تأکید بر ارتباط قوی رایج است.