مرز /mærz/ Noun

English
border
فارسی
مرز

Example

  • من در شهری کوچک نزدیک مرزِ کانادا زندگی می‌کنم.
  • I live in a small town near the Canadian border.
  • استفاده از اِضافه (نزدیکِ مرز) برای اتصال به مکان، بسیار طبیعی است.