الکل /ælˈkɒl/ Noun

English
alcohol
فارسی
الکل

Example

  • او هرگز **مشروب** نمی‌نوشد.
  • He never drinks alcohol.
  • استفاده از 'مشروب' رایج‌ترین و خنثی‌ترین انتخاب است.