مشورت کردن /mæʃ.veɾæt kær.dæn/ Verb
- English
- confer
- فارسی
- مشورت کردن
Example
- او خواست پیش از نهایی کردن تصمیم، با همکارانش [مشورت کند].
- He wanted to confer with his colleagues before reaching a decision.
- رایجترین و گرمترین شکل برای تبادل نظر در محیط کار.