مسکن /mæskæn/ Noun

English
housing
فارسی
مسکن

Example

  • دانشگاه امکاناتِ **مسکنِ** محدودی برای دانشجویان فراهم می‌آورد.
  • The university provides limited student housing.
  • در اینجا «مسکن» به معنای کلی محل سکونت است.