مسلح /mosællæh/ AdjectiveEnglisharmedفارسیمسلحExampleمحلّهی ما شاهد یک درگیری مسلحانه بود. (درگیری مسلحانه / یورش مسلحانه / حمله مسلحانه)The store was targeted in an armed robbery.مسلح در اینجا به معنای فیزیکی و مستقیم است.