مذاکره /mozɒːkɛɾɛ/ Noun

English
negotiation
فارسی
مذاکره

Example

  • مذاکرات صلح [مذاکره / گفتگو / رایزنی] سه ماه به طول انجامید.
  • The peace negotiations lasted for three months.
  • استفاده از «مذاکرات» (جمع) رایج‌تر است.