مازاد /mɒːzɒːd/ Noun

English
surplus
فارسی
مازاد

Example

  • کشاورز، مازادِ سبزیجاتِ خود را به پناهگاه محلی اهدا کرد. (مازاد / اضافه / فزونی)
  • The farm donated its surplus of vegetables to the local shelter.
  • استفاده از «مازاد» در اینجا کاملاً تخصصی و مناسب است.