ذوب شدن /zob ʃodæn/ VerbEnglishmeltفارسیذوب شدنExampleبرف نشانهای از آب شدنِ [آب شدن / ذوب شدن / گداختن] نداشت.The snow showed no sign of melting.در اینجا، آب شدن حالت طبیعی برف را توصیف میکند.