اجازه /ɛʒɒːzɛ/ Noun

English
permit
فارسی
اجازه

Example

  • برای بازسازی آشپزخانه، شما به **اجازۀ** ساخت نیاز دارید.
  • You need a building permit to renovate your kitchen.
  • در اینجا «اجازه» بار معنایی سند رسمی را می‌گیرد.