مربا /morˈbɒː/ Noun

English
jam
فارسی
مربا

Example

  • او مربای غلیظ توت‌فرنگی را روی اسکونش مالید.
  • She spread thick strawberry jam on her scone.
  • فعل «مالیدن» برای این کار رایج است.