بیشترین /biːʃtæriːn/ Adverb
- English
- most
- فارسی
- بیشترین
Example
- این دشوارترین کاری است که تا به حال با آن روبهرو شدهام، یعنی بیش از همه چالشبرانگیز است.
- This is the most challenging task I have ever faced.
- تأکید بر سختی مطلق در فارسی با 'بیش از همه' منتقل میشود.